شيخ حسين انصاريان
32
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
پدرم را سجّاد ناميدند ! « 1 » حالات عالى و عرفانى حضرت سجّاد عليه السلام را در غزل زيباى سيف فرغانى ببينيد : دل زغمت زنده شد ، اى غم تو جان دل * نام تو آرام جان ، درد تو درمان دل من به تو اولى كه تو ، آنِ منى آنِ من * دل به تو لايق كه تو ، آنِ دلى آنِ دل عشق ستمكار تو ، رفته به پيكار جان * شوق جگر خوار تو ، آمده مهمان دل تركنم از آب چشم ، روى چونان خشك را * چون جگرى بيش نيست ، سوخته بر خوان دل ( سيف فرغانى ) در حالات الهى آن حضرت آمده : بسترش ، خوشحاليش از برنامههاى حق بود و فرشش ، نشاطش در عبادت و دوستش ، تصديق نسبت به حقايق و خلوصش ، خودداريش از غير رضاى ربّ ، تكيهگاهش ، سجّاده و پوششش قبرش بود ! لحافش ، اصرارش در بندگى و مناجات و خواب و چرتش ، قيام و خضوع و خشوع نسبت به پروردگار و حرفهاش ، سوختن در عشق ربّ ! تجارتش ، زيارتِ خانهء حقّ و حرم پيامبر و بازارش شوق به خدمت و بوى خوشش ، مهر و محبّت و حرفهاش ، طاعت و لباسش ، عزّت و سلاحش ، صلاح و مركبش ، زمين و عادتش ، ظهور نيروهاى ملكوتى درونى و سرمايهاش ، گرسنگى و
--> ( 1 ) - بحار الأنوار : 46 / 6 ، باب 1 ، حديث 10 ؛ وسائل الشيعة : 7 / 21 ، باب 7 ، حديث 8597 .